نکات

خواب دعا برای بیمار خاص

اوایلی که مبتلا شدی، خواب دیدم رفتی دکتر! دکتر در نسخه‌ات فقط یک دعا نوشت و گفت از من بخواهی تا این دعا را برایت بخوانم. از خواب که بیدار شدم برایت دعا کردم اما خوابم را تعریف نکردم تا خیال بد نکنی!
استاد ما جناب موسوی تربتی می‌فرمودند: اگر خودم امام جماعت مسجد نبودم شما را مکلف به نماز جماعت می‌کردم اما ممکن است خیال کنید می‌خواهم مریدپروی کنم!
برچسب‌ها: خواب
+نوشته شده در سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۴:۴۹ ق.ظ توسط اشرفی | 

خواب استاد سیدجعفر موسوی تربتی

اعلی الله مقامه الشریف
امشب خواب دیدم در کلاس درس قرآن نشسته‌ایم. ما قرآن می‌خوانیم و استاد کلاس را اداره می‌کند. وقتی به آخر سوره رسیدیم استاد از من پرسید منظور کدام احزاب است؟ من نمی‌دانستم و ضرورتی هم نداشت که بدانم اما برای اینکه شرمنده نشوم استاد با یکی از دوستان مشغول گفت‌وگو شد. دقیقا مثل روزی که خندید تا شرمنده نشوم.
خندید تا شرمنده نشوم
پدرم مرا دوست ندارد
برچسب‌ها: خواب
+نوشته شده در یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۲:۴۰ ق.ظ توسط اشرفی | 

خواب محسن هاشمی رفسنجانی

قبل از نماز مغرب و عشا خوابم برد. خواب دیدم من و محسن در اردوگاه عراقی‌ها اسیریم. ساعت هواخوری بود. من گوشۀ حیاط نشسته بودم و محسن قدم می‌زد. از همان فاصله حرفی زدم که محسن جلو آمد و دوستانه مقابلم نشست. فضیلتی از فضیلت‌های فراموش‌شدۀ ملاعباس تربتی را برایش تعریف کردم. نمی‌دانم کدام فضیلت بود اما ناخواسته تعریضی داشت که محسن فکر کرد عمدا به او طعنه می‌زنم. انتظار نداشت. ناگهان وارفت و رنگ چهره‌اش تغییر کرد. من از غفلتی که در سخنم بود خجالت کشیدم. محسن را بوسیدم و تاکید کردم که به این زاویه توجه نداشتم. عذرخواهی‌‌ام چنان به دل محسن نشست که ذوق کرد و مکرر صورتم را بوسید.
برچسب‌ها: خواب
+نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۷:۱۰ ب.ظ توسط اشرفی | 

جشن و دفاع در ۲۲ بهمن

بهمن ۵۷ طلوع بود، بهمن امسال دفاع است. آن روز برای رسیدن به قله جشن گرفتیم، امروز برای حفظ همان قله دفاع می‌کنیم. تفاوت است میان کسی که از باغ گل می‌چیند با کسی که از باغ محافظت می‌کند.
+نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۷:۴۲ ب.ظ توسط اشرفی | 

طالبان و طلاب

هردو از یک ریشه‌اند. مفردشان طالب است؛ اما طالبان را تقویت کردند تا طلاب را بدنام کنند. در سیاستِ بین‌الملل، همیشه یک پدیده را خلق نمی‌کنند؛ بلکه آن را تقویت می‌کنند. چه کسانی؟ آنان که از تحریک این گسل سود می‌برند.
+نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۴:۱ ب.ظ توسط اشرفی | 

هر دو از زمین دور شده‌اند

سال ۱۳۶۱ در مدرسه علمیه امام صادق علیه السلام درس می‌خواندم. بعد از نماز مغرب و عشا دوساعت در کتابخانه مطالعه داشتیم. آن شب کویر دکتر علی شریعتی را خواندم. نوشته بود: "آن‌ها که خدا ندارند و از غیبت خدا در آسمان به وحشت افتاده‌اند و جهان در چشمشان تیره و تلخ و ابله می‌نماید، به مقامی رسیده‌اند که عارفان و عاشقان خدا می‌رسند. به‌هرحال هر دو از زمین دور شده‌اند"!
من نفهمیدم منکر و عارف چه شباهتی با هم دارند و چگونه از زمین دور شده‌اند. از استاد پرسیدم. فرمودند: برو مطهری بخوان! امشب فهمیدم "هر دو بزرگ‌تر از آنند که در کنار این جوی متعفن لجن‌آلود زندگی دنیا بنشینند، بنوشند، بزنند، بخورند و بکوشند تا مست شوند. ابوالعلاء مَعَرّی با ابوسعید ابوالخیر شبیه‌اند". منکر دردمند و عارف واصل، هر دو از زمین دور شده‌اند.
کویر، دکتر علی شریعتی، در باغ ابسرواتور، صفحه ۱۴۳، برداشت آزاد
+نوشته شده در شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۳:۴۳ ق.ظ توسط اشرفی | 

خواب مرحوم پدر

امشب بعد از نماز مغرب و عشا مشغول مطالعه بودم که خوابم برد. خواب دیدم من و مرحوم پدر در منزل مازیاران زندگی می‌کنیم. پدر در زمان حیات سرپرستی هیئت مازیاران را به عهده داشت. خواب دیدم هیئت را آماده کرده است تا به یحیی بن زید ببرد. عرض کردم: پدرجان مرا هم با خودت ببر! فرمود: تو بمان و از خانه محافظت کن!
اَللَّهُمَّ لاتُنْسِنى ذِكْرَهُما فى اَدْبارِ صَلَواتى
برچسب‌ها: خواب
+نوشته شده در جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۷:۵۴ ب.ظ توسط اشرفی | 

خواب مرحوم امام و آیت الله منتظری

امشب خواب دیدم در سالن بزرگی محضر امام نشسته‌ام. در همین هنگام آیت الله منتظری وارد شدند. امام برگه‌ای از سوالات امتحانی را به من دادند تا از ایشان امتحان بگیرم. دلم به حالش سوخت. برگۀ امتحانی را دادم و سعی کردم با استفاده از کامپیوتر جواب سوالات را به ایشان برسانم اما معظم له توجه نکردند. فقط در یک مورد نتوانستند سؤالی را بخوانند. همان قسمت را از برگه جدا کردند و به من دادند تا امام برایشان بخوانند اما قبل از اینکه سوال را به مرحوم امام بدهم از خواب بیدار شدم.
اللَّهُمَّ ادرِجنا وَ اِیّاهُما فی رِضوانِکَ القَدیم...
برچسب‌ها: خواب
+نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۴:۳۰ ق.ظ توسط اشرفی | 

دشمنتان را بشناسید

آن سوی مرز نشسته است. موذی‌گری می‌کند تا شما را به جان هم بیندازد. وقتی شما با هم اختلاف کردید تنها می‌مانید. تنها که ماندید مجبورید به دشمن پناه ببرید. شریعتی می‌گوید: در جنگ‌های صلیبی آن‌ها افتادند به جان ما، ما افتادیم به جان هم! فرنگی‌ها هم مثل مغول‌ها! آمدند، سوختند، کشتند، بردند اما نرفتند!
گرچه تیر از کمان همی گذرد
از کماندار بیند اهل خرد [سعدی]


برچسب‌ها: پادکست

+نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۳۵ ق.ظ توسط اشرفی | 

مادورو باج نداد

ترامپ به بهانۀ قاچاق مواد مخدر او را دستگیر کرد و گفت: مقامات موقت ونزوئلا موافقت کرده‌اند بین ۳۰ تا ۵۰ میلیون بشکه نفت به ایالات متحده آمریکا تحویل دهند.
فاعتبروا یا اولی الابصار
گرگ و بره
بهانه گیری انگلستان از سعدی
بهانه گیری ابرهه در روز اول محرم
+نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ ساعت ۵:۲۷ ق.ظ توسط اشرفی | 

ما رایت الا جمیلا

این سخن یک عارف است. عارف است که عالم را زیبا می‌بیند.
هرکس زیبا زندگی کند زیبا می‌بیند.
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد [حافظ]
سلام بر قلب زینب صبور، سلام بر زبان زینب شکور...


برچسب‌ها: پادکست

+نوشته شده در سه شنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴ ساعت ۵:۲۷ ق.ظ توسط اشرفی | 

خواب مرحوم امام و استاد غفارفام

امروز وفات حضرت زینب است. سلام الله علیها!
خواب دیدم در مجلسی با حضور مرحوم امام و استاد غفارفام نشسته‌ایم. یکی از آقایان فرمودند: هرکاری که ائمه قادر به انجام آن باشند، علماء هم می‌توانند انجام بدهند. امام برخاستند و مجلس را ترک کردند. من خدمت استاد عرض کردم: ظاهرا امام به سخن آقا اعتراض کردند. فرمودند: شما چه می‌گویید؟ عرض کردم: امام شدن محال است اما خضر شدن محال نیست. فرمودند: سی چهل سال پیش با دومیلیون تومان می‌توانستیم بین آزادشهر و گرگان با هم خانه بخریم. شما دومیلیون داشتید؟ عرض کردم سی چهل سال پیش نداشتم اما الان دارم!
برچسب‌ها: خواب
+نوشته شده در دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ ساعت ۵:۲۲ ب.ظ توسط اشرفی | 

محمدعلی آهنگران

فرزند صادق آهنگران است. صادق آهنگران بلبل خمینی است. محمدعلی با پدر اختلاف کرد. پدر خطاب به رهبر معظم انقلاب عرض کرد:
اشاره کن به من ای نوح آسمانی من/ببین چه‌ها کند این شور جانفشانی من
ببین چگونه دهم سر پسر که چیزی نیست/به راه دوست تمام جهان پشیزی نیست
فرزندش محمدعلی آهنگران شنید و در جواب پدر عرض کرد:
سلام من به تو ای نوح آسمانی من/تویی که پیر شدی در پی جوانی من
تو بازماندۀ عصر هزار دستانی/شراب کهنۀ بزم سیاه مستانی
من و تو اهل جنوبیم جنگ را دیده‌ایم/به یک قطار سواریم سنگ را دیده‌‌ایم


برچسب‌ها: پادکست

+نوشته شده در یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ساعت ۹:۳۸ ب.ظ توسط اشرفی | 

دکتر مهدی خزعلی

با پدر اختلاف کرد و از پدر جدا شد. زبونان به مادرش زخم زبان زدند. مادرش گفت: فرزندم با وسوسۀ شما شیاطین دچار لغزش و توهم شد. من و پدرش شب و روز برای دعا می‌کنیم!
چگونه برجهم از چنبر کمانۀ چرخ
که نُه فلک همه چوگان و من یکی گویم


برچسب‌ها: پادکست

+نوشته شده در یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ساعت ۵:۱۴ ب.ظ توسط اشرفی | 

ح.ص

+نوشته شده در یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ساعت ۳:۳۴ ب.ظ توسط اشرفی | 

امروز روز پدر است

شیخ صدوق در علل الشرایع از پیغمبر اکرم نقل می‌کند که فرمود:
من و علی پدران این امتیم. أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ [اینجا]
بنابراین علی پدر است و خوارج فرزندان ناخلف!
گرد هم جمع شده‌اند تا حکم خدا را در بارۀ پدرشان اجرا کنند.
می‌گویند: علی باید توبه کند. لا حُکْمَ إِلاَّ لِلهِ [اینجا]
خوارج چه کردند که کارشان به اینجا کشید؟
اللهم اغفر لنا و لوالدینا و لوالدی والدینا و لمن وجب له حق علینا


برچسب‌ها: پادکست

+نوشته شده در شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ ساعت ۳:۰ ب.ظ توسط اشرفی | 

علی به صورت خود سیلی می‌زند

علی بزرگ‌تر از آن است که از رنج‌های خویش بنالد. برای این است که می‌بینیم وقتی که در برابر کفر و در برابر شرک و در برابر دشمن رویاروی در احد، در حنین، و در بدر می‌جنگد، مثل شیر می‌غرد اما وقتی كه در ميان پيروان خودش قرار می‌گیرد، در ميان شيعيان خودش می‌گیرد، در مسجد کوفه خلیفه است و همه شیعیان او پیرامونش حلقه زده‌اند، آن‌جاست که فریادهای علی را می‌شنویم و آن‌جاست که با شدت و با خشم و در حال ناتوانی از فشار درد به صورت خودش سیلی می‌زند.
دکتر شریعتی، پیروان علی و ...، بخش ۱، دقیقه ۱۲:۴۰، برداشت آزاد [اینجا] [اینجا]


برچسب‌ها: پادکست

+نوشته شده در شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۱۰ ق.ظ توسط اشرفی | 

پدر شهریار

پدرم مجتهد بود ولی نان آخوندی نخورد. شکر می‌کرد که آخوندی را دکان نکردم. وکیل بود و وکالت می‌کرد. آن زمان دادگستری نبود و دعاوی در محاضر حل و فصل می‌شد. پدرم اول‌وکیلِ آذربایجان بود. سایر وکلایی که ما می‌شناسیم شاگران او هستند. [اینجا]
به طلاب غیرشاغل، شهریۀ مختصری می‌دهند تا خسروی مختصری کنند.
آقایان طلبه باشند
+نوشته شده در جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۰:۱ ق.ظ توسط اشرفی | 

شوخی گورباچف به دعوت امام

پیام امام به گورباچف دعوت به اسلام بود اما گورباچف به شوخی گفت: معلوم می‌شود حضرت امام از ایدئولوژی ما خوشش نمی‌آید. آیا می‌شود ما نیز ایشان را به مکتب خود دعوت کنیم؟ [اینجا]
گوش خر بفروش و دیگر گوش خر/ کاین سخن را درنیابد گوش خر [1028]
+نوشته شده در جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۱۴ ق.ظ توسط اشرفی | 

جنازه مطهر جواد الائمه علیه السلام

شهید مطهری می‌فرمایند: معتصم دستور داد جنازه را در کوچه انداختند. [اینجا]
شیخ مفید می‌فرمایند: مسمومیت امام بر من ثابت نیست. [اینجا]
+نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۰:۲۴ ب.ظ توسط اشرفی | 

قاشق به جای دوستان

دهانش قرص بود. زیر شکنجۀ عراقی‌ها زبان باز نکرد اما خبطی کرد که یک وعده از غذاخوردن با دوستان محروم شد. کسی خرده نگیرد. سطح استاندارد بالا بود. حسنات الابرار سیئات المقربین! غذایش را گرفت و گوشه‌ای نشست. قاشقی در نان فرو کرد و به مطایبه گفت: این به جای دوستان!
+نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ ساعت ۷:۱۵ ب.ظ توسط اشرفی | 

سیاست خلفای عباسی

اموی‌ها خشن‌تر بودند، عباسی‌ها موذی‌تر! عباسی‌ها یکی از دخترهایشان را به ائمه می‌چسباندند. بعد می‌گفتند دامادمان باید کنارمان باشد. با این حیله ائمه را تحت نظر می‌گرفتند.
مرتضی مطهری، آشایی با قرآن، جلد ۱۲، صفحۀ ۲۸، برداشت آزاد [اینجا]
+نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ ساعت ۲:۸ ب.ظ توسط اشرفی | 

کلهم نائمون

مرحوم شیخ علی واعظی استاد زبردست ادبیات عرب بود. رحمة الله علیه!
فرمودند: در مسجد گوهرشاد جماعتی اعتکاف کرده‌اند اما کلهم نائمون!
+نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ ساعت ۸:۵۶ ق.ظ توسط اشرفی | 

ام فضل جواد الائمه را مسموم کرد

اما پشیمان شد و گریه کرد.
حضرت فرمود: به خدا قسم! به فقری مبتلا می‌شوی که نتوانی جبران کنی و به دردی گرفتار می‌شوی که نتوانی پنهان کنی! ام فضل ابتدا به قصر معتصم رفت اما طولی نکشید که به مرض سختی مبتلا شد و با همان مرض از دنیا رفت. برادرش جعفر هم که با او همکاری کرده بود در چاه سقوط کرد.
می‌گویم: اگر ام فضل پشیمان شد چرا حضرت نفرین کرد؟
عیون المعجزات، شیخ حسین بن عبدالوهاب، صفحه ۱۲۹، برداشت آزاد [اینجا]
اثبات الوصیه، مسعودی، صفحه ۲۲۷، برداشت آزاد [اینجا]
و قيل: إِنَّه مَضى مَسْمُوماً و لم يَثْبُتْ بذلك عندی خبر فأشْهَدُ به [ارشاد]


برچسب‌ها: پادکست

+نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۵۰ ب.ظ توسط اشرفی | 

اللّهم انی اسئلک بالمولودین فی رجب

مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الثَّانِي وَ ابْنِهِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُنْتَجَبِ
هم میلاد حضرت جواد و هم میلاد حضرت هادی در این ماه بوده است. [بیانات]


برچسب‌ها: پادکست

+نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ساعت ۹:۱۵ ق.ظ توسط اشرفی | 

چون مرگ رسد چرا هراسم

کان راه به توست می‌شناسم [نظامی]
از خوردگهی به خوابگاهی/ وز خوابگهی به بزم شاهی
خوابی که به بزم توست راهش/ گردن نکشم ز خوابگاهش


برچسب‌ها: پادکست

+نوشته شده در سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴ ساعت ۴:۱۳ ب.ظ توسط اشرفی | 

گسلایتینگ نوعی دستکاری روانی است

عصبانی‌ات می‌کنند تا قربانی‌ات کنند
... مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللهُ وَ اللهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (آل عمران ۵۴)


برچسب‌ها: پادکست

+نوشته شده در سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۵۴ ق.ظ توسط اشرفی | 

ح.س

+نوشته شده در پنجشنبه ۴ دی ۱۴۰۴ ساعت ۷:۴۱ ب.ظ توسط اشرفی | 

ا.م

+نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۲:۳۳ ب.ظ توسط اشرفی | 

خواهرم اعجوبه‌ بود

سید مهدی قاضی، فرزند سید علی قاضی و استاد علامه حسن زاده آملی بود.
علامه می‌فرمایند: مرحوم سید علی قاضی دختری داشت که به رحمت خدا رفت. وقتی صحبت از سیر و سلوک می‌شد، سید مهدی می‌فرمود: خواهرم اعجوبه‌ بود.


برچسب‌ها: پادکست

+نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۲:۳۱ ب.ظ توسط اشرفی | 

مطالب قديمی