خواب استاد سیدجعفر موسوی تربتی
اعلی الله مقامه الشریف
امشب خواب دیدم در کلاس درس قرآن نشستهایم. ما قرآن میخوانیم و استاد کلاس را اداره میکند. وقتی به آخر سوره رسیدیم استاد از من پرسید منظور کدام احزاب است؟ من نمیدانستم و ضرورتی هم نداشت که بدانم اما برای اینکه شرمنده نشوم استاد با یکی از دوستان مشغول گفتوگو شد. دقیقا مثل روزی که خندید تا شرمنده نشوم.
خندید تا شرمنده نشوم
پدرم مرا دوست ندارد برچسبها: خواب
امشب خواب دیدم در کلاس درس قرآن نشستهایم. ما قرآن میخوانیم و استاد کلاس را اداره میکند. وقتی به آخر سوره رسیدیم استاد از من پرسید منظور کدام احزاب است؟ من نمیدانستم و ضرورتی هم نداشت که بدانم اما برای اینکه شرمنده نشوم استاد با یکی از دوستان مشغول گفتوگو شد. دقیقا مثل روزی که خندید تا شرمنده نشوم.
خندید تا شرمنده نشوم
پدرم مرا دوست ندارد برچسبها: خواب
+نوشته شده در یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۲:۴۰ ق.ظ توسط اشرفی
|